عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
92
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
نداشتن ) از زشت ترين زشتيها است . 2077 الخطوة عند الخالق بالرّغبة فيما لديه بهرهمند شدن نزد آفريدگار بميل كردن در آن چيزى است كه نزد او است . 2078 الخطوة عند المخلوق بالرّغبة عمّا فى يديه بهرهمند شدن نزد آفريدگان برو گرداندن از آنچه كه در دو دست آنها است مىباشد . 2079 ألمتقرّب بأداء الفرائض و النّوافل متضاعف الأرباح : آن كس كه باداء واجبات و مستحبّات به خدا نزديك مى گردد سودهايش دو چندان است . 2080 ألمودّة تعاطف القلوب فى ائتلاف الأرواح با مردم دوستى كردن دلها را در پيوند دادن جانها به يكديگر متمايل سازد . 2081 ألتّيقّظ فى الدّين نعمة على من رزقه : بيدارى در دين هر كه را روزى شود نعمتى است . 2082 الأصدقاء نفس واحدة فى جسوم متفرّقة : دوستان يكنفرند در پيكرهاى پراكنده . 2083 العلم يرشدك و العمل يبلغ بك الغاية : دانش تو را راه مى نمايد و عمل تو را بمنتهى درجهء كمال مى رساند . 2084 العلم أوّل دليل و المعرفة آخر نهاية : دانش نخستين دليل و شناسائى خدا آخرين درجهء كمال است . 2085 ألكلام فى وثاقك ما لم تتكلّم به فإذا تكلّمت به صرت فى وثاقه : سخن در بند تو است ما دام كه لب بر آن نگشودهء همين كه گشودى تو در بند آنى . 2086 الحلم يطفى ء نار الغضب و الحدّة تؤجّج إحراقه بردبارى آتش خشم را خاموش مى سازد و تندى سوزش آن را بر مى افروزد . 2087 المؤمن نفسه أصلب من الصّلد و هو أذلّ من العبد : مؤمن نفسش از سنگ سخت تر و او از بنده افتادهتر است . 2088 ألشدّ بالقدّ و لا مقارنة الضّدّ : بستن با تسمه و نه ، همراه بودن با دشمن يعنى : كسى را بتسمه بند كنند بهتر است از اين كه رفيق و همراه باشد با دشمن يعنى مقيّد بودن از اين گونه آزادى خوشتر است . 2089 العاقل يتقاضى نفسه بما يجب عليه و لا يتقاضى لنفسه بما يجب له : خردمند آنچه كه بر وى واجب است از نفسش مى خواهد نه اين كه آنچه بر نفسش واجب است ( از هواها